تاج الدين احمد وزير

396

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* نه آن قباله نوشته قضاش كه عدلى * 348 * رأى عداك سيوفا و فى بطونهم * غلى الحميم من أهوالهنّ كالمهل چو مور از آينهء تيغ تو شود پيدا * ز ترس نبض بدانديش تو شود نمكى « 1 » و صحف عضبك فى الحرب للعدى سؤد * بسنان رمحك آياتها لهم يملى ز بد خصال دو كن هريكى ز هفت اعضاش * كه در نبرد تو نرديست « 2 » عيون خصمك فى الرّوع بالهبا كدرت * و عين فتحك يوم الوغا بلاغلّ ز ملك تو سر مؤئيست فرق تا آن ملك * كه خواستست سليمان بدعوت هب لى از آن دوره و بر يكى « 3 » * كه بو كه اسب تو كاندن قبول وش نعلى لقد حصلت بفضل إلآله توفيقا * به ضممت على الفضل غاية البذل

--> ( 1 ) اين كلمه ظاهرا نمكى خوانده مىشود . ( 2 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود . ( 3 ) ادامه اين مصرع به لهجه شيرازى خوانده نمىشود .